السيد موسى الشبيري الزنجاني
7791
كتاب النكاح ( فارسى )
همان ابى الحسن عليه السلام است به تصريح ذكر شده است . 8 . الحسين بن محمد عن معلى بن محمد عن الحسن بن على عن أبان عن ابن حكيم عن ابى ابراهيم أو أبيه عليه السلام « انها قال فى المطلقة يطلقها زوجها فتقول أنا حبلى فتمكث سنة قال ان جائت به لأكثر من سنة لن تصدق و لو ساعة واحدة فى دعواها » « 1 » . از اينكه مىگويد بيشتر از يكسال تصديق نمىشود ، چنين بر مىآيد كه گويا اگر بيشتر از سال نبود زن تصديق مىشود . در واقع اين نكته كه « هن مصدقات على ارحامهم » به مقدار يك سال قبول مىشود . پس اين روايت سنة را معيار قرار داده است . بحث سندى : در سند اين روايت مراد از حسين بن محمد ، حسين بن محمد عامر اشعرى است كه از اجلاء است ، حسن بن على كه در سند قرار گرفته است ، هم مىتواند حسن بن على وشاء باشد و هم مىتواند حسن بن على بن فضال باشد ، اگر وشاء باشد ، او امامى است و اگر حسن بن على بن فضال باشد محل بحث است كه فطحى است و يا امامى ، اما هر چه باشد ثقه است ، البته احتمال وشاء بيشتر است ، هر چند هر دو از ابان بن عثمان ، اكثار روايت دارند ، ولى معلى با وشاء مناسبتر است . منظور از ابان هم ابان بن عثمان است ، ابان بن عثمان از سه نفر با نام ابن حكيم نقل مىكند كه هر سه ثقات هستند و مشكلى از اين ناحيه نيست ، يكى حديد بن حكيم ، ديگرى حكم بن حكيم صيرفى ، يكى هم محمد بن حكيم است ، هر سه اينها ثقه هستند ، بر وثاقت دو نفر اول تصريح شده ، و از محمد بن حكيم هم كسانى كه لا يروون و لا يرسلون عن ثقة مثل صفوان و ابن ابى عمير و بزنطى روايت مىكنند ، اجلاء ديگر هم از قبيل يونس بن عبد الرحمن و حماد بن عثمان از او اخذ حديث كردهاند ، بنابر اين در وثاقت او هم حرفى نيست . پس غير از معلى بن محمد اشكالى وجود ندارد ، اشكال هم از اين ناحيه است كه معلى بن محمد به تعبير مرحوم نجاشى مضطرب الحديث و المذهب است . ولى
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، همان ، ح 3